تبلیغات
گل مریم
گل مریم


©

دوشنبه 20 تیر 1384

دوستان سلام

 

راستش می خواستم وبلاگم را حذف کنم دلم نیامد.اما دیگه آپ

 

نمیکنم.

 

این آخرین پست این وبلاگه.فراموشش کنید . وبلاگ را می گم

 

ها !!!! منو فراموش نکنید.

 

دوست داشتید به خونه ی جدیدمون سر بزنید.

 

اونجا منتظر حضور سبز همتون هستم.

 

http://www.fondgirls.tk

 

 

نوشته شده در دوشنبه 20 تیر 1384 و ساعت 07:07 ق.ظ توسط : مریم جون
ویرایش شده در - و ساعت -

|+| نظر ها ()


©

سه شنبه 14 تیر 1384

سلام بهونه قشنگ من برای زندگی


آره باز منم همون دیوونه ی همیشگی


فدای مهربونیات چه مكنی با سرنوشت

 
دلم برات تنگ شده بود این نامه رو واست نوشت


حال من رو اگه بخوای رنگ گلای قالیه
 

جای نگاهت بد جوری تو صحن چشمام خالیه

 

ابرا همه پیش منن اینجا هوا پر از غمه

 

از غصه هام هر چی بگم جون خودت بازم كمه

 

دیشب دلم گرفته بود رفتم كنار آسمون

 

فریاد زدم یا تو بیا یا من و پیشت برسون

 

فدای تو! نمی دونی بی تو چه دردی كشیدم

 

حقیقت رو واست بگم به آخر خط رسیدم

 

رفتی و من تنها شدم با غصه های زندگی

 

قسمت تو سفر شد و قسمت من آوارگی

 

نمی دونی چه قدر دلم تنگه برای دیدنت

 

برای مهربونیات نوازشات بوسیدنت


به خاطرت مونده یكی همیشه چشم به راهته

 
 یه قلب تنها و كبود هلاك یه نگاهته


من می دونم همین روزا عشق من از یادت میره


بعدش خبر میدن بیا كه داره دوستت میمیره


روزات بلنده یا كوتاه دوست شدی اونجا با كسی


بیشتر از این من و نذار تو غصه و دلواپسی


یه وقت من و گم نكنی تو دود اون شهر غریب


 یه سرزمین غربته با صد نیرنگ و فریب


فدای تو یه وقت شبا بی خوابی خستت نكنه


غم غریبی عزیزم زرد و شكستت نكنه


چادر شب لطیف تو از روت شبا پس نزنی


تنگ بلور آب تو یه وقت ناغافل نشكنی


اگه واست زحمتی نیست بر سر عهد مون بمون


منم تو رو سپردم دست خدای مهربون


راستی دیروز بارون اومد من و خیالت تر شدیم


رفتیم تو قلب آسمون با ابرا همسفر شدیم


از وقتی رفتی آسمونمون پر كبوتره


زخم دلم خوب نشده از وقتی رفتی بد تره


غصه نخور تا تو بیای حال منم این جوریه


سرفه های مكررم مال هوای دوریه


گلدون شمعدونی مونم عجیب واست دلواپسه


 مثه یه بچه كه بار اوله میره مدرسه


تو از خودت برام بگو بدون من خوش میگذره ؟


دلت می خواد می اومدم یا تنها رفتی بهتره

 
از وقتی رفتی تو چشام فقط شده كاسه خون


همش یه چشمم به دره چشم دیگم به آسمون

 
یادت می آد گریه هامو ریختم كنار پنجره

 
داد كشیدم تو رو خدا نامه بده یادت نره


یادت میآد خندیدی و گفتی حالا بذار برم


تو رفتی و من تا حالا كنار در منتظرم


امروز دیدم دیگه داری من رو فراموش می كنی


فانوس آرزوهامونو داری خاموش میكنی


گفتم واست نامه بدم نگی عجب چه بی وفاست


با این كه من خوب می دونم جواب نامه با خداست


عكسای نازنین تو با چند تا گل كنارمه


یه بغض كهنه چند روزه دائم در انتظارمه


تنها دلیل زندگی با یه غمی دوست دارم


داغ دلم تازه میشه اسمت و وقتی می آرم

 
وقتی تو نیستی چه كنم با این دل بهونه گیر


مگه نگفتم چشمات رو از چشم من هیچ وقت نگیر


حرف منو به دل نگیر همش مال غریبیه

 
تو رفتی و من غریب شدم چه دنیای عجیبیه


زودتر بیا بدون تو اینجا واسم جهنمه


دیوار خونمون پر از سایه ی غصه و غمه


تحملی كه تو دادی دیگه داره تموم میشه


مگه نگفتی همه جا ماله منی تا همیشه


دلم واست شور می زنه این دل و بی خبر نذار


تو رو خدا با خوبیات رو هیچ دلی اثر نذار


فكر نكنی از راه دور دارم سفارش میكنم


به جون تو فقط دارم یه قدری خواهش میكنم


اگه بخوام برات بگم شاید بشه صد تا كتاب


كه هر صفحه ش قصه چند تا درده و چند تا عذاب


می گم شبا ستاره ها تا می تونن دعات كنن


نورشونو بدرقه پاكی خنده هات كنن


یه شب تو پاییز كه غمت سر به سر دل می ذاره


مـــریم همون كسی كه بیشتر از همه دوست دا

نوشته شده در سه شنبه 14 تیر 1384 و ساعت 10:07 ق.ظ توسط : مریم جون
ویرایش شده در سه شنبه 14 تیر 1384 و ساعت 02:07 ق.ظ

|+| نظر ها ()


© گل مریم

جمعه 10 تیر 1384

 

 

پـر از لطافت بـاران ، پـر از حضور ترانه

 
بـه روی جـادة رفتن ، بـدون هیچ بهانه

 
صدای هق هقِ تقسیم یك سبد گُل مـــریم

 
و طعم شـور تبسم ، نشسته در دل خانه

 
تو میروی و صدایم شكسته در گِل ماندن

 
و بـغض خـاطـرة تـو میـان سینه روانه

 
صدای تیشة فــرهـاد و گریههای دوباره

 
و رسم سادة خـطی بـه نـام خـط میانه

 
سفر نمودهای از چه ، كه سقف خالی دنیا

 
به رنگ آبی عشق است و تیرگی زمانه

 
میان بــاغ تماشا ، همیشه جـای تو خـالی

 
نمانده در دل گلدان به جز خیال جوانه

 
و سهم سـادة مـن از نـگاه خـستة سردت

 
همان سكوت قدیمی ، پر از نماد و نشانه

 
فدای بارش چشمت در آخرین دم ماندن

 
قـرار آخر مـا هـم بـه خـوابـهای شبانه

 

 

این شعر را حمیدرضای عزیز (نویسنده ی وبلاگ ترنم عشق  ) توی اون یکی وبلاگم کامنت

 

گذاشته بودند که گذاشتمش اینجا.

 

 

نـظـر نــــــــــــشـه فـرامـوش!

 

نوشته شده در جمعه 10 تیر 1384 و ساعت 10:07 ق.ظ توسط : مریم جون
ویرایش شده در شنبه 11 تیر 1384 و ساعت 05:07 ق.ظ

|+| نظر ها ()


© حدس

پنجشنبه 9 تیر 1384

 

حــــــدس

 

و حدس می زنم شبی مرا جواب میكنی

 

و قصر كوچك دل مرا خراب میكنی

 

سر قرار عاشقی همیشه دیر كرده ای

 

ولی برای رفتنت عجب شتاب میكنی

 

من از كنار پنجره تو را نگاه میكنم


و تو به نام دیگری مرا خطاب می كنی


چه ساده در ازای یك نگاه پاك و ماندنی

 
 هزار مرتبه مرا ز خجلت آب میكنی


به خاطر تو من همیشه با همه غریبه ام

 
تو كمتر از غریبه ای مرا حساب میكنی

 
 و كاش گفته بودی از همان نگاه اولت


كه بعد من دوباره دوست انتخاب می كنی

 

مــــریــــم حیدرزاده

 

M A R Y A M

نوشته شده در پنجشنبه 9 تیر 1384 و ساعت 07:06 ق.ظ توسط : مریم جون
ویرایش شده در پنجشنبه 9 تیر 1384 و ساعت 09:06 ق.ظ

|+| نظر ها ()


© بالاخره تو میهن بلاگ عضو شدم

چهارشنبه 8 تیر 1384

 

سلام

 

راستش خیلی وقت بود که دلم می خواست یک وبلاگ تو میهن

 

بلاگ بسازم.اما هر وقت میامدم به خاطر کاربرهای زیاد از این کار منع می شدم.

 

تا اینکه امروز صبح یکی از دوستان بلاگفایی گفتش که امروز یک وب تو میهن بلاگ

 

ساخته .من هم معطل نکردم و دست به کار شدم.

 

راستش یک کم می ترسم که به۲تا وب می رسم یا نه.و در ضمن کدهای

 

میهن بلاگ را از کجا بیارم؟

 

اما  قول می دم که مطالب جالبی براتون بگذارم.منتها شرطش این است

 

که با کامنت هاتون بهم کمک کنیدتا اشکالاتش را رفع کنم و در ضمن هر

 

کی کدهای میهن بلاگ را داره به من هم بده.

 

این هم وبلاگ من در بلاگفا:

 

maryam1369.blogfa.com

 

 

 M A R Y A M 

 

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه 8 تیر 1384 و ساعت 11:06 ق.ظ توسط : مریم جون
ویرایش شده در چهارشنبه 8 تیر 1384 و ساعت 11:06 ق.ظ

|+| نظر ها ()


© من که بد قول نیستم...

چهارشنبه 8 تیر 1384

سلام

این هم یک شعر ازیک شاعر گمنام به عنوان اولین کارم.

 

من به قولم وفا کردم اما شما ها هنوز کامنت نگذاشتید ها!!!(حواستون باشه )

 

 

کاش مثل تو می شدم.

 

 

دلتنگم برای قدم زدن در خیال بارانیت

 

همیشه باران پر از یاد توست

 

در خیابانهای خیس از اشک آسمان

 

به دنبال چه می گردم؟

 

کاش مثل تو می شدم

 

پر از عشق و نور و رستگاری

 

من حضور یک عشق را می فهمم

 

در درونم یک عشق بی هوس

 

به سخاوت آسمان

 

به صداقت خورشید

 

و به طراوت باران

 

دیر گاهیست که حضور خدا را لمس می کنم

 

و سایه ی سنگین نگاه او را حس

 

کاش چشمانم در حسرت آزادی و آرامش نمی سوخت

 

یاس من درست می گفت:

 

 

حتی اگر شقـایــق هم نباشد زندگی باید کرد.

 

 

M A R Y A M

 

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه 8 تیر 1384 و ساعت 02:06 ق.ظ توسط : مریم جون
ویرایش شده در چهارشنبه 8 تیر 1384 و ساعت 02:06 ق.ظ

|+| نظر ها ()